تبليغاتX
خود را باور کن
خود را باور کن
(برای آنکس که ایمان دارد ,غیر ممکن وجود ندارد)
 

افسوس دیروز و ترس ازآینده دزدهای دوقلویی هستند که لذت حال را از ما می دزدند.

                                                                                                         "منه دیکه"


پ.ن

شهریور ۸۵ وقتی اولین پست این وبلاگ رو می نوشتم حتی فکرش رو هم نمی کردم یه روزی اینقدر به اینجا وابسته بشم که نتونم رهاش کنم مدتهاست در جدالم...!کم کم دوستای خوبی اینجا پیدا کردم.دوستی هایی که حالا اونقدر عمیق شده که خارج از اینجا و بدون این وبلاگ هم ادمه داره.یادمه وقتی می خواستم مطلبی توی وبم بذارم کلی وقت صرف می کردم تا کسی که  می خونه لذت ببره.در آستانه سه سالگی وبلاگم اینجا رو ترک می کنم با تمام خاطراتش.همتون رو دوست دارم.در پناه حق


نوشته شده در تاريخ 88/04/21 توسط عسل بانو

 

کوچه‏های قدیمی یعنی آنقدر نزدیک که می‏توانی دستت را دراز کنی٬

 و دست دوستی را که از پنجره‏ی روبرویی به سوی تو دراز شده در دست بگیری!


نوشته شده در تاريخ 88/04/15 توسط عسل بانو

ماه تیر
ماه تیر
گاه زخم
گاه تیر.

قلب زمین


بعدن نوشت:

گاهی‎وقتا؛ ان‎قدر از ناملایمات و سختی‎های زندگی کلافه و عصبی می‎شم، که دلم می‏خواد به همه‏ی باورها و اعتقادات و علایقم یه تکل از پشتِ اساسی بزنم که با مخ بپاشن به‏دیوار!

چون حس می‏کنم علایق و باورهام؛ هیچ‎کدوم جواب‎گوی نیاز اون لحظه‌ام نیستن!

این روزا حتی جمله معروف بالای وبلاگم هم کار ساز نیست.تو داری مدام این جمله رو توی گوشم میخونی.

 

 

نوشته شده در تاريخ 88/04/13 توسط عسل بانو

دارم می رم سفر بی همسفر.......اینبار اصلا دلم پای این سفر نیست اما میرم به امید اینکه مثل تمام سفرهای غیر منتظره ای که حالم رو خوب کرده اینبار هم دوباره به حال قبل برگردم.

کاش می شد تنهای تنهای سفر کرد دور از هر هیاهو.خسته ام خیلی خسته...!


نوشته شده در تاريخ 88/04/04 توسط عسل بانو
Blog Skin