تبليغاتX
خود را باور کن
خود را باور کن
(برای آنکس که ایمان دارد ,غیر ممکن وجود ندارد)
حباب دریاست از دریا بر می آید و می نگرد خویش را: دریا را

حباب می ستاید دریا را :یعنی که دریاست می ستاید خود را

خون ما حاوی همه ی عناصر دریاست زندگی سفری ایست بی منتها

سفری ایست از دریا به حباب و تماشا و از حباب و تماشا به دریا

سفری از دریا به دریا ما ظهور خداوندیم به صورت زیبای بشری.

رندگی نمایشی ایست عظیم و با شکوه این نمایش عظیم و با شکوه

یک بازیگر بیش ندارد:خدا.

خداست که در نقش همه ی آفریدگان خویش ایفای نقش می کند.

خدا در مسجد و معبد و کلیسا و کنیسه زندانی نمی شود.

خدا ساکن بی جاست همان جایی که ما ساکن آنجاییم.

با شکوه ترین معبد خدا دل بی کرانه ی توست.

                                                                                                                

 

 


نوشته شده در تاريخ 85/06/22 توسط عسل بانو
راه رشد بسیار ساده است. با طبیعت هماهنگ شو و پیام طبیعت یعنی تغییر در عمق درون و سطح

بیرون.یعنی پیروی از قانون عشق ورزی .بدان که عشق تو آغاز تغییر است و نباید گذاشت عشق با

مفاهیم ارزشها و ساخته و پرداخته ی ذهن بیمار انسانها آلوده شود.

                                                                                             


نوشته شده در تاريخ 85/06/20 توسط عسل بانو

تو زمانی که پلک بر هم می گذاری شکلی از تغییری دیگر آن انسان لحظه پیش نیستی چرا منتظ کسی

 هستی که تو را هل بدهد سقف ذهن تو تا کجا قد کشیده است دل به دریا بزن و باورهایت را دور بریز و

سرنگونی آخرین سلسله خرافات ذهنت را نظاره گر باش.

                                                                       


نوشته شده در تاريخ 85/06/20 توسط عسل بانو

من از تغییر عبور کرده ام و امروز به شتاب در تغییر می اندیشم. من دیروز مردم و امروز دوباره متولد شدم.

من دیگر انسان ثانیه ها و دقایق پیش نیستم و به بازگشت به دیروزم فکر نمی کنم و درک کرده ام که

تکیه گاه تخیلات و بستر رویاها و محل تولد زندگیم را در اکنون طراحی بکنم .  

                                                                                     

                                                                                       


نوشته شده در تاريخ 85/06/20 توسط عسل بانو
میلاد امام مهدی مایه فخر عالمیان بر همه دوستان مبارک
نوشته شده در تاريخ 85/06/17 توسط عسل بانو
بیایید همگی امشب دعا کنیم .برای همه .

برای مریض ها .برای گرفتار ها .برای حاجتمندها .برای انسان های تنها.ومهم تر از همه برای ظهور او که با اومدنش 

دنیا یه رنگ دیگه می شه.خدایا کمکمون کن.


نوشته شده در تاريخ 85/06/17 توسط عسل بانو
برای افزودن اعتمادت به خویشتن باید فرمان های منفی ذهن را پاک کنی و فرمان های مثبت را جایگزین 

آن ها کنی. 

 


نوشته شده در تاريخ 85/06/14 توسط عسل بانو
با هر چه روبرو می شوی ذهنت را از پیش داوری ها خالی کن .فروتن باش به تمام

معنا تا آرامش داشته باشی


نوشته شده در تاريخ 85/06/14 توسط عسل بانو
نوشته شده در تاريخ 85/06/14 توسط عسل بانو

اکنون روزی جدید فرا رسیده است.

زمانی بس طولانی در انتظار بودم

برای وقوع معجزه ای همه گفتند مقاوم باش

صبر داشته باش و اشکی مریز

در میان تاریکی و خوشی ها

می دانستم که موفق می شوم

و دنیا در این تصور بود که من خسته شده ام

جاییکه تاریکی حکمفرما بود اکنون روشنایی است

جاییکه رنج و محنت حمکفرما بود اکنون شادی و مسرت است

ومن هنوز نفس می کشم

و هنوز هستم پس باید

بار دیگر دست بر آسمان بلند شوم


نوشته شده در تاريخ 85/06/13 توسط عسل بانو

GOODBYE 'S THE SADDEST WORD
Mamma you gave life to me
Turned ababy into a lady
And mamma all you had to offer
was a promise of a lifetime of love
now i know there is no other love like a mother's
love for her child
I know that love so complete someday must leave
Must say goodbye
GOODBYE 'S THE SADDEST WORD I'LL EVER HEAR
GOODBYE'S THE LAST TIME I WILL HOLD YOU NEAR
تقدیم به تو که روزی در عین ناباوری تنهایم گذاشتی 

نوشته شده در تاريخ 85/06/13 توسط عسل بانو

به زبان خود نیایش کن

فکر نکنیدکه فقط شمایید که طرز دعا کردن و عشق ورزیدن صحیح را بلدید.

در نحوه دعا کردن و عشق ورزیدن دیگران نسبت به خدا دخالت نکنید.

دعا کردن آنها نیز کامل است.

روزی موسی (ع)دربیابان از کنار مرد چوپانی که در حالت عبادت بود می گذشت.

موسی ناگهان متوجه شدکه چوپان در عبادتش چیزهای مزخرف و بی معنی می گوید.

و به همین دلیل ایستاد.به نظر موسی نه تنها چوپان مزخرف می گفت بلکه دعاهای او

نوعی بی حرمتی به خداوند بود.چوپان می گفت:خدایا اجازه بده تا نوکر تو شوم.در عوض

من هم قول می دهم هر وقت بدنت کثیف شد آن را برایت بشورم.اگر شپش داشتی آنها را

برایت می گیرم اگر کفشهایت پاره شد برایت کفش های خوبی درست می کنم.هر گاه بیمار

شدی از تو مراقبت می کنم و برایت دارو تهیه می کنم برایت آشپزی خواهم کرد و..............

موسی فریاد کشید:ایست این مزخرفات را متوقف کن.چه می گویی؟این چه خدایی ایست که

بدنش شپش می گذارد؟لباسهایش کثیف می شود؟ویا محتاج آشپزی توست؟این دعا را از کجا

آموخته ای؟چوپان گفت :این دعا را از هیچ کس و هیچ جایی نیا موخته ام . من آدم فقیر ی هستم.

دعایم را خودم ساختم.اینها همان چیزهایی ایست که می دانم و بلدم.بزرگ ترین مشکل من شپش

می باشد مواقعی هم گرسنه می مانم.گاهی هم بیمار می شوم و کسی نیست تا از من مراقبت بکند

پس خداوند هم می تواند چنین مشکلاتی داشته با شد.اینها دانسته ها و مسایل من است که تبدیل به

 دعایم شده.ولی اگر شما دعای صحیح را بلدیدلطفا به من بیاموزید.موسی دعای صحیح را به چوپان

 آموختو چوپان در مقابلش تعظیم کردو رفت.موسی از کاری که کرده بود بسیار خوشحال بود به آسمان

 نگاه کرد تا ببیند خداوند چه نظری در مورد این عمل نیک او دارد.خداوند بسیار خشمگین بود.خدا

 فرمود:من تو را فرستادم تا مردم رابا قلب و عشقشان به من نزدیک کنی و اینک تو یکی از خالص ترین

 بند گاان مرا از من دور کردی.آیا فکر کردی دعاهای او غلط بوده؟دعا کردن و عشق ورزیدن از قانون خاصی

 طبعیت نمی کند.زیرا قانون دعا کردن عشق ورزیدن است.و نیاز با قانون دیگری ندارد.عشق همراه با

 حقیت است. اگر حقیقت را بفهمی متوجه خواهی شد که حقیت آزادی است و جز آن آزادی دیگری وجود

 ندارد.

دوستت دارم


نوشته شده در تاريخ 85/06/12 توسط عسل بانو

اسارت ذهن تو را پژمرده می کند .

ذهن تو را شبیه خود می کند .

اگر ذهن خسته تو به تو می گو ید خسته ای

ساختار بدن تو سلسله اعصاب تو و همه عضله هایت گفته ذهن خسته تو را می پذیرد.

بنابراین تو نیز خود احساس خستگی می کنی .اگر ذهن تو علاقه و اشتیاق نشان دهد

بی آنکه احساس خستگی کنی

کار می کنی و کار می کنی

بدن ما به شدت تحت تاثیر شرایط ذهنی و عاطفی ماست .

این ذهنیت ماست که شرایط بدنی ما را تعیین می کند.

دلمردگی زندگی ما را می کشد.

آدم دلمرده اصلا زندگی نمی کند .

آری در زندگی درد و رنج هست.

اما درد ورنج هرگز نمی توانند بر شور سرمستی انسان چیره شوند.

شرایط بیرونی هیچ سلطه ای بر دل ما ندارند.

دل ما تابع شرایط درونی ماست.

ادیسون در کارگاه خویش ساعت های متوالی کار می کرد

 شب که به خانه می آمد روی نیمکت دراز می کشید و همچون کودکی آرام به خواب می رفت.

خوابی بی تشویش.

او سه یا چهار ساعت می خوابید.

آنگاه بیدار می شد.

با نشاط و پر انرژی و آماده ی کار

 او فرزند طبیعت بود

یعنی هماهنگ با طبیعت و خدا.

ادیسون در زمینه های مختلف کار می کرد .

او ارباب وجود خویش بود .

 


نوشته شده در تاريخ 85/06/10 توسط عسل بانو

دوستان خوبی که به وبلاگ من سر میزنندسلام

 

یه زحمت واستون داشتم.من دنبال آلبوم مرتضی لطفی می گردم دوستانی که می دونند دقیقا کجا می تونم پیداش کنم زحمت نوشتن آدرسوبلاگ رو بکشن. قبلا از همکاری شما متشکرم.دوستون دارم

 

 

                                                                                                             عسل


نوشته شده در تاريخ 85/06/08 توسط عسل بانو

 

دوستان خوب سلام

همه می دونیم که کشور قشنگمون مکانهای بسیار زیبایی داره .یکی از این مکانهای بسیار زیبایی در

شهری به نام خان ببین قرار دارد.اونایی که اهل شمال هستن احتمالا منطقه شیر آباد رو میشناسن.

مکانی بسیار زیبا به همراه آرامش و سکوتی که فقط در یکچنین جاهایی پیدا می شود.تعداد ۷ آبشار در

این منطقه قرار دارد. اولین آبشار آن حدود ۸۰ متر ارتفاع داردو عمق دریاچه آن ۷۱ متر است. فاصله آبشار

از شهر ۸۰۰متر است. توصیه می کنم اگر اومدید شمال یه سری هم به این مکان زیبا بزنید .این شهر در

استان گلستان بین شهرهای آزادشهر وعلی آباد قرار دارد.در اولین فرصت عکسی از این مکان تو وبلاگم

میگذارم.


نوشته شده در تاريخ 85/06/05 توسط عسل بانو

پیتزا خوراک ایرانی

ازآمدن پیتزا به ایران مدت زیادی نمی گذرد ولی به دلیل استقبال ایرانیان خیلی زود این غذا در کشور ما گسترش یافت. اما جالب است بدانید که پیتزا اصلا یک غذای ایرانی است.۲۵۰۰ سال پیش سربازان ایرانی در میدانهی جنگ روی سپرهای فلزی خود پیتزا می پختند. آن ها خمیری را روی سپرهای خود پهن می کردند و سپس مقداری خرما و پنیر وسبزی روی آن می پاشیدند. سربازان یونانی پختن پیتزا را از ایرانیان یاد گرقتند و آن را به سرزمین های غربی بردند.مردم ایتالیا نیز مانند بقیه کشورها از این خوراک تازه استقبال کردند.پیتزا مدت زیادی غذای فقیران بود.در این مدت ایتالیایی ها پنیر از پیتزا حذف کردتد و به جای خرما از عسل و زیتون وسبزیجات استفاده می کردند.۱۱۵ سال پیش یک آشپز درباری به نام رافایل دوباره پنیر را به پیتزا برگرداند واین بار گوجه فرنگی را هم به آن اضافه کرد.ملکه ی ایتالیا از این غذا بسیار خوشش آمد و آرام آرام همه مردم به آن علاقه نشان دادند.چند سالی است که پای این خوراک خوش مزه به ایران هم باز شده و البته درست این است که بگوییم پیتزا به زادگاه خود باز گشته است.

 



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 85/06/05 توسط عسل بانو

هیچگاه قدرت اراده را برای ایجاد تغییر در خودت دست کم نگیر

 

به مشکلات با این دید نظر کن که فرصتی است برای رشد و تسلط بر نفس خود

 

برای بدست آوردن دل دیگران خود را هزار تکه نکن

 

درجه موفقیت خود رابا مقیاس آرامش ـ سلامتی و عشقی که موفقیت برایت به همراه داشته بسنج.

 

وقتی به چیزی که می خواستید نمی رسید ناراحت و پریشان می شوید ولی آگاه باشید خداوند در تدارک موقعیت بهتری برای شماست.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ 85/06/05 توسط عسل بانو

همه بخونیییییییییییییییییییییییییییییییید

دوست عزیز هدف وسیله را توجیه نمی کند.برای رسیدن به هدفتان سعی و تلاش کنید.اما در عین حال مراقب باشید حق کسی را پایمال نکنید.وقتی به هدف رسیدید خدا را شکر گویید.کسانی که آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می دارند خود نیز از آن بی بهره نم مانند.هیچ گاه بر خودتان سخت نگیریدآنگاه در می یابید آسان گرفتن خود به خود آسانی می آورد. گرچه زندگی با درد و غم همراه سات اما مسیرآن از شادمانی های بسیار می گذرد. اگر دنیای خود را فرو ریخته یافتید تکه های سالم آن را برگیرید و به راهتان ادامه دهید .


نوشته شده در تاريخ 85/06/05 توسط عسل بانو

یه روز دو تا موشه ازدواج میکنن 

ماهه عسل میرن فاضلاب!!! 

 

                               

یه بررهای صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن رحیم....

میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن..

میاد بیرو. کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم

                        

یه بالا بررهای با یه پایین برره ای میرن اکس پارتی...

بالا برره ای هلکوپتری میرقصه..

پایین برره ایه با آرپیجی میزنتش....

                                     

از برره ايه مي پرسن چرا جورابات يكي رنگش سفيده اون يكي مشكي؟

مي گه:من نوه دانم... يه دست ديگه هم در خانه داشته بيدم ان هم اي جوري بيد


نوشته شده در تاريخ 85/06/05 توسط عسل بانو

I pray you will be our eyes  دعا مي كنم كه چشمانمان باشي

And watch us where we go  و نظاره گر اين باشي كجا مي رويم

And help us to be wise times  و ما را ياري كني كه خردمند باشيم

when we dont know هنگامي كه نمي دانيم چه كنيم

Guide us with with your grace  با مرحمت خود ما را هدايت كن

Give us faith so we will be safe به ما چنان اعتقادي عطا كن كه ايمن بمانيم

Need to find a place  ما محتاج پيدا كردن راه درستيم

Guide us with your grace  با مرحمت خود ما را هدايت كن


نوشته شده در تاريخ 85/06/04 توسط عسل بانو

بدن به تیمار محتاج است روح نیز

تیمار روح آزادی است.

فهم عاشقانه ی هستی زندان روح تو را ویران میکند

فهم عاشقانه ی هستی تو را به ساحت ایمان می برد

ایمان قطره ی ذهن تو را به دریای دل می رساند

قطره ی ذهن تو در دریای ایمان دریا میشود

ایمان به تو نشان می دهد که تو به دریای بی کرانه ی انرژی وصل هستی

دریای بی کرانه انرژی جهان خداست.

 


نوشته شده در تاريخ 85/06/04 توسط عسل بانو
Blog Skin