تبليغاتX
خود را باور کن
خود را باور کن
(برای آنکس که ایمان دارد ,غیر ممکن وجود ندارد)
god 's greatest gifts are unSome of Ganswered prayersْ
 
.بعضی از بزرگترین هدایای خداوند ، دعاهای بی جواب است
 
Life is God's gift to you.
The way you live your life is your gift to God.
 
.زندگی هدیه خداست به تو. طرز زندگی کردن تو، هدیه ی توست به خدا
 
The more one is an instrument of God,
the more readily God works throught that instrument.
If a pen rebelled against the direction of the hand,
less writing would be possible.
 
،هر قدر کسی بیشتر خود را ابزار کار خدا قرار دهد
.خدا برای کار کردن با آن ابزار آماده تر است
.اگر قلم بر خلاف جهت دست حرکت کند، کم تر می توان نوشت
 
But how will you ever know God as long as
you are unable to know yourself?
 
اما چگونه خدا را خواهید شناخت، در حالی که خود را نمی شناسید؟
 
 
To be charitable in public is good, but to give alms to the poor in private is better and will atone for some of your sins.
God has knowledge of all your actions.
 
.دست خیر داشتن در ملاء عام خوب است، اما خیرات در خلوت بهتر است و کفاره ی گناهانتان خواهد بود
.خداوند به همه ی اعمال شما آگاه است
 
God leads us by strange ways;
we know He wills our happiness,
but we neither know what our happiness is,nor the way.
We are blind; left to ourselves, we should take the wrong way;
We must leave it to Him.
 
خدا ما را با اشکال مختلف هدایت می کند؛
،ما می دانیم که او خوشبختی ما را می خواهد
.اما نه می دانیم خوشبختی چیست و نه راه رسیدن به آن را می شناسیم
.ما کوریم، و اگر به حال خود باشیم، راه خطا را انتخاب می کنیم
.باید خود را به او بسپاریم
 
 
There is no surprise more majical than the surprise of being loved; it is God's finger on a man's shoulder
هیچ شگفتی ای جادویی تر از شگفتی محبوب بودن نیست؛ انگشت خداست بر شانه ی کسی که دوستش دارند
 
Patience with others is love,
patience with self is hope,
patience with God is faith.
شکیبایی با دیگران، عشق است؛
شکیبایی با خود، امید است؛
.شکیبایی با خدا، ایمان است
 
Love is the highest gift of God.
.عشق والاترین هدیه ی خداوند است
 
To love someone means to see them as God intended them.
To love someone is to look into the face of God.
.دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است
.دوست داشتن یک نفر یعنی نگاه کردن به چهره ی خداوند
 
He who is filled with love is filled with God himself.
.کسی که پر از عشق است، پر از خود خداست
 
GOD is at home; it's we who have gone out for a walk.
خدا همین جا در خانه است؛
. این ما هستیم که برای قدم زدن بیرون رفته ایم
 
There are people in the world so hungry, that God cannot appear to them except in the form of bread.
.در دنیا مردمانی چنان گرسنه هستند، که خدا را جز به صورت نان، نمی بینند
 
If everything is this world were perfectly good
we would stillnedd God, for goodness comes from God.
،حتی اگر همه چیز در این دنیا خوب و کامل بود
.ما باز هم به خدا نیاز داشتیم، زیرا خوبی و کمال از خداست
 
It is not my business to think about myself.My business is to think about God. It is for God to think about me.
 
کار من این نیست که به خودم فکر کنم، کار من این است که به خدا فکر کنم. خدا خودش به من فکر می کند
 
God has no individuality or separation.
No such thing as some things are His and others are not His.
Everithing is from Him and returns to Him.
 
.خداوند نه فردیت دارد نه جدایی
.چنین چیزی هم نیست که بگوییم بعضی چیزها مال اوست و بعضی چیزها مال او نیست
.همه چیز از اوست و به او باز می گردد

     با تشکر از دوست خوبم که اجازه دادند این مطلب رو توی وبلاگم بگذارم
نوشته شده در تاريخ 86/01/28 توسط عسل بانو


نوشته شده در تاريخ 86/01/26 توسط عسل بانو

  لحظات شادی خدا را ستایش کن ـ لحظات سختی خدا را جستجو کن ـ

   لحظات آرامش خدا را مناجات کن ـ و لحظات درد آور به خدا اعتماد کن ـ


                                                                             


نوشته شده در تاريخ 86/01/25 توسط عسل بانو
    كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.
 
   رفت‌ كه‌‏‎ ‎دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت:
 
    تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود ‏برنخواهم‌ گشت.
 
    نهالي‌ رنجور و‏‎ ‎كوچك‌ كنار راه‌ ايستاده‌ بود.
 
     مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت:
 
     چه‌ تلخ‌ ‏است‌‏‎ ‎كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛
 
      و درخت‌ زير لب‌ گفت:
 
       ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ و‏‎ ‎بي‌ رهاورد ‏برگردي.
 
       كاش‌ مي‌دانستي‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست.
 
       مسافر‎ ‎رفت‌ و گفت:
 
       يك‌ درخت‌ از راه‌ ‏چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است،
 
       او هيچ‌گاه‌ لذت‌‏‎ ‎جست‌وجو را نخواهد يافت.
 
        و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت:
 
        ‏اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز‎ ‎كرده‌ام‌
 
        و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.
 
        مسافر رفت‌ و ‏كوله‌اش‌‏‎ ‎سنگين‌ بود.
 
        هزار سال‌ گذشت،
 
        هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست‏‎.
 
        ‎مسافر بازگشت.
 
         ‏رنجور و نااميد.
 
         خدا را نيافته‌ بود،
 
        اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود‏‎ . ‎به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد.
 
        جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از ‏آن‌ آغاز كرده‌ بود.
 
         درختي‌ هزار‏‎ ‎ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود.
 
         زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد.
 
         ‏مسافر‎ ‎درخت‌ را به‌ ياد نياورد.
 
        اما درخت‌ او را مي‌شناخت.
 
        درخت‌ گفت:
 
        سلام‌ مسافر، در‏‎ ‎كوله‌ات‌ چه‌ ‏داري، مرا هم‌ ميهمان‌ كن.
 
        مسافر گفت:
 
        بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام،‎ ‎كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم.
 
        ‏درخت‌ گفت:
 
        چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري،‏‎ ‎همه‌ چيز داري.
 
       اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ ‏چيز داشتي،
 
      غرور‎ ‎كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.
 
      حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست.
 
      و‎ ‎قدري‌ ‏از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت.
 
      دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد
 
      و‏‎ ‎چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و ‏گفت:
 
      هزار سال‌ رفتم‌ و پيدا نكردم‌ و تو نرفته‌اي،‎ ‎اين‌ همه‌ يافتي!
 
      درخت‌ گفت:
 
      زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ ‏در خودم.
 
      و پيمودن‌ خود،‏‎ ‎دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست‎.‎
 
 

نوشته شده در تاريخ 86/01/25 توسط عسل بانو

امروز ۲۱ فروردین تولد منه

تولدم مبارک

                                  تولدم خیلی خیلی مبارک 


نوشته شده در تاريخ 86/01/21 توسط عسل بانو
 
    امید در زندگانی انسان آنقدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان
 
 
    "ویکتور هوگو "
 
 
 
روزي تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم .
 
شغلم ‏را ٬ دوستانم را ، زندگي ام را ! 

به جنگلي رفتم تا براي آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم .
 
به خدا گفتم :
 
آيا مي ‏ تواني دليلي براي ادامه زندگي برايم بياوري ؟

و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد.

او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را مي ‏ بيني؟

پاسخ دادم : بلي .

فرمود : ‏هنگامي كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم،
 
به خوبي ازآنها مراقبت نمودم . به آنها نور ‏و غذاي كافي دادم.
 
دير زماني نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد
 
و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبري نبود .
 
من از او قطع اميد نكردم .
 
دردومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند
 
و زيبايي خيره كننده اي به زمين بخشيدند
 
اما همچنان از بامبوها خبري نبود.
 
‏من بامبوها را رها نكردم.
 
در سالهاي سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند .
 
اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم.
 
در سال پنجم جوانه كوچكي از بامبو نمايان شد.
 
در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود
 
اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت ‏رسيد.
 
5 سال طول كشيده بود تا ريشه هاي بامبو
 
به اندازه كافي قوي شوند.
 
ريشه هايي ‏كه بامبو را قوي مي‏ ساختند
 
وآنچه را براي زندگي به آن نياز داشت را فراهم مي ‏كرد.

‏خداوند در ادامه فرمود :
 
آيا مي ‏ داني در تمامي اين سالها كه تو درگير مبارزه با ‏سختيها
 
ومشكلات بودي در حقيقت ريشه هايت را مستحكم مي ‏ساختي .
 
من در تمامي اين مدت ‏تو را رها نكردم
 
همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم .

‏هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن
 
و بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند
 
اما هر دو به زيبايي جنگل كمك مي ‏ كنند.
 
‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد
 
تو نيز رشد مي ‏ كني و قد مي ‏كشي !

‏از او پرسيدم : من ‏چقدر قد مي‏ كشم .

‏در پاسخ از من پرسيد : بامبو چقدر رشد مي ‏ كند؟

جواب دادم : هر ‏چقدر كه بتواند .
 
 
 (هو الحی و هو الحق و هو الهو)

نوشته شده در تاريخ 86/01/20 توسط عسل بانو

 اگر ازدلبستگي ها دل بكنيم سبكبال و راحت خواهيم رفت و رسيد.

(خدا زیبایی را آفرید)

 


نوشته شده در تاريخ 86/01/19 توسط عسل بانو
یک دقیقه وقت بگذارید و اجازه ندهید شخصی باعث حقیر شدن شما شود.

یک دقیقه برای خودتان وقت بگذارید تا آرامشتان حفظ شود.

یک دقیقه افکار منفی را از خودتان دور کنید.

یک دقیقه نگذارید هیچ مساله ای شادابی و شادمانی را از شما دور کند.

هر روز صبح فقط یک دقیقه به افکار مثبت فکر کنید فقط مثبت.

یک دقیقه وقت بگذارید و تصمیم بگیرید از هیچ کس انتظار نداشته باشید به خود بگویید( کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من).

به مدت یک دقیقه فقط یک دقیقه به آن چیزهایی که در زندگی از دست داده اید فکر نکنید.

این یک دقیقه ها را ادامه دهید تمرین و عادت کنید که افکار متفرقه را از خود دور کنید میدانید چرا؟چون به واقع تا خوشبختی یک دقیقه بیشتر فاصله نیست.

 


نوشته شده در تاريخ 86/01/19 توسط عسل بانو

میلاد با سعادت خاتم النبین سید المرسلین پیام آور رحمت و مهربانی را

به همه دوستان تبریک و تهنیت میگویم.

 


نوشته شده در تاريخ 86/01/14 توسط عسل بانو

من از تغییر عبور کرده ام و امروز به شتاب در تغییر می اندیشم. من دیروز مردم و امروز دوباره متولد شدم.

من دیگر انسان ثانیه ها و دقایق پیش نیستم و به بازگشت به دیروزم فکر نمی کنم و درک کرده ام که

تکیه گاه تخیلات و بستر رویاها و محل تولد زندگیم را در اکنون طراحی بکنم . 

 


نوشته شده در تاريخ 86/01/10 توسط عسل بانو

تو زمانی که پلک بر هم می گذاری شکلی از تغییری دیگر آن انسان لحظه پیش نیستی چرا منتظر کسی

 هستی که تو را هل بدهد سقف ذهن تو تا کجا قد کشیده است دل به دریا بزن و باورهایت را دور بریز و

سرنگونی آخرین سلسله خرافات ذهنت را نظاره گر باش.


نوشته شده در تاريخ 86/01/10 توسط عسل بانو
Blog Skin