
رئیس سرخ پوستان٬خدای خوش را این طور قسم می دهد:
"ای خدای بزرگ به من کمک کن که هر وقت خواستم درباره راه رفتن دیگری قضاوت کنم قدری با کفشهای او راه بروم."

چوب يا شكل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد كه داخل چوب است ،
پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است؟
پ.ن۱
مداد هميشه اثري از خود به جاي مي گذاره بدون هر كار در زندگي ات مي كني،ردي برا ی تو جا مي گذاره پس سعي كن هر كاري كه مي كني هشيار باشي و بدوني چه مي كني...!
پ.ن ۲
دلم رفتن می خواد...! اوضاع خوب نیست من هم!![]()
پ ن۳
دوستان اومدند گفتند : این(اون) چه قالبیه من هم مجبور شدم این یکی رو بذارم.همین دوستان می فرمایند اون قالبه انرژی منتقل نمی کنه حالا امیدوارم این یکی منتقل کنه...!

- از وقتتان براي كار استفاده كنيد٬ زيرا كار بهاي موفقيت است.
- از وقتتان براي تفكر استفاده كنيد زيرا تفكر سرچشمه قدرت است.
- از وقتتان براي تفريح استفاده كنيد زيرا تفريح راز جواني است.
- از وقتتان براي مطالعه استفاده كنيد زيرا مطالعه منبع عقل و دانش است.
- از وقتتان براي دوستي استفاده كنيد زيرا دوستي جاده ي خوشبختي است.
- از وقتتان براي عشق استفاده كنيد زيرا عشق لذت زندگي است.
- ازوقتتان براي خنده استفاده كنيد زيرا خنده موسيقي و آهنگ روح است.
پ.ن ۱
امروز خيلي اتفاقاي خوبي افتاد .خدا جووووووووون عاشقتم .خدايا چقدر حضورت قابل لمسه توي تمام لحظه هاي من.
پ.ن۲
داره برف می آد .اعظم جووووووووونی توی خیابون وقتی شدت برف رو دیدم آرزو کردم بودی با هم قدم می زدیم .جات حسابی خالیه.
حالم خيلييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي خوبه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بی قرار که میشوی
تمام قرارهایت
به یادت خواهد آمد !
محو میشوی
در تصویری که
روزگاری
رویایت بود !
بی قرار که میشوی
نقش میزنی
با چشمانت
برای چشم هایش
لبخند تلخی به خودت تحویل میدهی
و طعمی شبیه
خرمالو کال را
مزه مزه می کنی
بی قرار که میشوی
سیگارهای پاکت سیگارت
زود به زود خالی میشود
و ریه هایت پر میشود
از تَوَهُم
بی قرار که میشوی ...
پ.ن۱
ـمیگه عسلم آروم باش آروم باش آروم باش و من هی تکرار می کنم آرومم آرومم آرومم...!
پ.ن۲
یه کم خوبم یه کم بد .
پ.ن ۳
جهت تنویر افکار عمومی بنده عاشق نشدم بابا دلم گرفته همین...!شنونده ای هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پ.ن ۴
اینجا می تونید عکس های مراسم محرم رو ببینید .ممنونم امان جووووووون.

هی من خوبم هی نمی ذاره...!
راه می ره رو اعصابم
می خوام آروم باشم می خوام صبوری کنم ...!
اما فقط اون به معنای واقعی کلمه می تونه منو از کوره در ببره...!
وقتی عصبانی می شم خودم هم خنده ام می گیره از عصبانیتم!
پ.ن
شده تا به حال نتونی کسی رو تحمل کنی البته نه وجودشو بلکه رفتارشو.من الان همون جوریم .می دونم قرار نیست آدمها طبق میل من رفتار کنند فقط یه چیزه که خیلی دگرگونم می کنه ...!

چند سال پیش٬با پسرهایم برنامه تفریحی ترتیب دادیم.بنا بود برای تماشای کشتی و اکروبات
برویم و بعد شام بخوریم و آخر شب هم به سینما برویم.پسر کوچکترم ٬شون که در آن زمان
۴ ساله بود٬در سینما خوابید.پس از تمام شدن فیلم او را بغل کردم و تا اتومبیل آوردم.او را
روی صندلی عقب خواباندم و چون خیلی سرد بود٬کتم را روی او کشیدم.
وقتی به خانه رسیدیم٬شون را سرجایش خواباندم و پیش استفان پسر بزرگترم ٬برگشتم تا
راجع به آنچه که کرده بودیم ٬ حرف بزنیم.
گفتم:
- چه طور بود؟
- خوب بود.
- خوش گذشت؟کدام برنامه را بیش از همه دوست داشتی؟
-نمی دانم شاید آکروبات را.
- دیدی چطور پشتک می زند و در هوا چکار می کند؟
-او زیاد جواب نمی داد.احساس کردم اتفاقی افتاده زیرا وقتی استفان هیجان زده می شود٬
چیزی جلودارش نیست.ناگهان رویش را به دیوار کوبید.روی او خم شدم و چشمان پراشکش را
دیدم.
گفتم:چی شده عزیزم؟چه خبره؟
- پدر اگر من هم سردم می شد٬کتت را روی من می انداختی؟
از تمام تفریحات آن بعداظهر٬مهمترینشان همین کار کوچکی بود که از روی محبت انجام شده
بود!
پ.ن ۱
چه درس بزرگی!در روابط ٬کارهای کوچک همان کارهای بزرگند.
پ.ن ۲
زنی می گفت در خانه ی ما نوشته ای به این مضمون روی دیوار آشپزخانه هست:"اگر کار کوچکی با دقت و به طور مداوم و از روی محبت انجام شود ٬دیگر کار کوچکی نیست.

خورشید ٬هر روز صبح قبل از من به دفتر کارم می یاد٬
کارت می زنه و کارش رو شروع می کنه !
بله درست متوجه شدین!
خورشید برای من کار می کنه و
هر روز صبح تا غروب برای من می تابه.
پ.ن
داشتم وبلاگ دوست خوبم ادمين جون رو مي خوندم توي يكي از پستهاي وبش از يه مهموني خوب نوشته بود .ديدار دوستاي وبلاگي .ديدار كسايي كه تا همين چند روز پيش تصوري ازشون داشتي و حالا از نزديك باهاشون هم كلام ميشي مي بينيشون .كلمات به قدري شيوا بود براي دفعه دوم هم خوندم خيلي دلم مي خواست توي اون جمع بودم دوستايي كه مهربونن به وسعت دريا...!اوليش اعظم جوووووووووني بود كسي كه هميشه اوله توي مهربوني ...ياد اولين روزي افتادم كه اعظم رو ديدم توي خونه خودمون .بهش گفتم باورت ميشه فقط يه كامنت باعث شد همو اينجا ببينيم اميدوارم ديدار بقيه هم ميسر بشه و مي دونم كه مي شه ...
داشتن دوستاي خوب نعمت بزرگيه كه شامل حال هر كسي نميشه قدر همو بدونيم ...!

سال نو میلادی مبارک دوستای گلم
پ.ن
اومدم خونه جديد. پرانرژي تر از هميشه ...!

